تبلیغات
حامد پورحشمتی - دانشگاه رازی - نشانه‌شناسی و نقد ادبیات داستانی معاصر (گلستان و آل احمد)
وبلاگ شخصی حامد پورحشمتی - دکتری (PhD) زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی

نشانه‌شناسی و نقد ادبیات داستانی معاصر (گلستان و آل احمد)

شنبه 10 تیر 1396 10:25

نویسنده : حامد پورحشمتی
ارسال شده در: ادبیات داستانی ، علم السیمیاء ، السیمیائیة ، جلال آل أحمد ،



نشانه‌شناسی و نقد ادبیات داستانی معاصر (گلستان و آل احمد)

نشانه‌شناسی ادبی وارد مرحله‌ی جدیدی از فعالیت‌های خود در غرب شده است، حال آنکه در ایران هنوز زمینه‌ای نوپا به شمار می‌آید. چند دهه‌ی اخیر در غرب عرصه‌ای نو برای ظهور نظریه‌ها و رویکردهای مختلفی بوده است که از دو پایگاه مختلف سوسوری و پرسی سرچشمه گرفته‌اند. از یک سو، طرفداران نشانه‌شناسی (Semiology) فردینان دو سوسور با تکیه بر ماهیت سلبی نشانه‌های زبان که باعث تمایز نشانه‌ها از یکدیگر است، به گسترش الگوها و راهکارهای تفسیری متن پرداخته‌اند که از آن میان می‌توان به تحلیل گفتمان گرماسی و واسازی دریدایی اشاره کرد. ساخت‌گرایان در این رویکرد مطالعات خود را از زبان آغاز کردند و سپس به تحلیل نقش اجتماعی ادبیات مشروط به زبان پرداختند. از سوی دیگر، طرفداران نشانه‌شناسی (Semiotics) پرس (Peirce) به رابطه‌ی میان متن و واقعیت پرداختند و به مطالعه‌ی نشانگی (semiosis) در چارچوب فلسفه، فرهنگ و جامعه توجه نشان دادند؛به طوری‌که می‌توان گفت «کاربردشناسی» اساس تفکر خود را از الگوی نشانگی پرس الهام می‌گیرد و ادبیات را تحقق خاص این الگو تعریف می‌کند. اما تحولات نشانه‌شناسی در سال‌های اخیر به سمتی حرکت کرده است که امکان کشیدن مرزی قاطع میان این دو رویکرد کمی دشوار می‌نماید. درواقع، زبان چنان درواقعیت تنیده شده است که نمی‌توان میان واقعیت و زبان تفاوت قائل شد و یکی از مباحث مربوط به زبان نیز شامل چگونگی بازنمایی واقعیت در ادبیات است و همچنین چگونگی فعال شدن زبان و چیستی اهداف بازنمایی ادبی. درواقع ادبیات عرصه‌ای برای تلفیق این دو رویکرد نشانه‌شناختی است، چرا که ادبیات تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و ادبی شکل می‌گیرد و رویکردهای مختلف نشانه‌شناسی اعم از فرهنگی، اجتماعی، شناختی، ساخت‌گرا، پساساخت‌گرا و غیره هر یک به نوعی پاسخ‌گوی مطالعه‌ی متون ادبی هستند. البته به نظر می‌رسد اتخاذ رویکردی صرفن نشانه‌شناختی امروزه دیگر چندان مورد تأکید نباشد، چرا که نمی‌توان مرز قاطعی میان مطالعات نشانه‌شناختی با مطالعات اجتماعی، فرهنگی و حوزه‌ی مربوط به شناخت کشید. درواقع، از آنجایی که حوزه‌ی مطالعات نشانه‌شناختی به فرهنگ، شناخت و اجتماع نیز کشیده شده است، آنچه بیشتر مورد تأکید پژوهشگران قرار می‌گیرد، انتخاب دیدگاه گفتمانی و نظریه‌ای مناسب برای تحلیل متون ادبی است. درنتیجه آنچه اهمیت دارد، انتخاب نظریه متناسب با متن است. البته به گفته‌ی پیتر بری (2002) نظریه ممکن است از یک سو ادبیات را پیچیده و عبث جلوه ‌دهد ولی از دیگر سو آن را به بخشی جدایی‌ناپذیر از آموخته‌های هر روزه‌ی بشرتبدیل می‌کند (Barry, 2002: 1). درواقع، بنا به گفته‌ی فرانکو مورتی، نظریه را نباید به مثابه‌ی سخن آخر یا آخرین گام پژوهش، بلکه باید همچون ابزاری برای تحلیل متنیا به عبارتی برای درک بهتر مسئله در نظر گرفت (Moretti, 2005: 91).




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نشانه شناسی ، نقد ادبیات داستانی ،
آخرین ویرایش: شنبه 10 تیر 1396 10:28